گوش دادن در مربیگری
مقدمه
یکی از اولین چالش ها در شروع کار به عنوان مربی این است که به یک شنونده بهتر تبدیل شوید. اگر به خوبی گوش نکنید، کشف اینکه چه چیزی مراجع را نگران کرده و چرا، غیرممکن خواهد بود. این موضوع بدان معنا نیست که مربیان جدید قادر به گوش دادن نیستند، بلکه ما همگی عادات، ترجیحات و نقاط کور انباشته ای داریم که کیفیت گوش دادن ما را محدود می کند. بنابراین، اولویت برای هر مربی مشتاقی این است که خود را به عنوان یک شنونده بشناسد و شروع به تقویت نقاط قوت، پر کردن شکاف ها و رسیدگی به نقاط ضعف خود کند.
این فصل بررسی می کند که چه اتفاقی می افتد وقتی کسی خوب گوش می دهد، به ویژه تأثیر آن بر مراجع هنگامی که احساس می کند به او گوش داده می شود. همچنین توضیح می دهد که چه چیزهایی می تواند مانع گوش دادن خوب شود. سپس به طور سیستماتیک نحوه خوب گوش دادن و اینکه به دنبال چه چیزی گوش دهیم را تشریح می کند.
گوش دادن خوب چیست؟
ولوین و کوکلی (Wolvin and Coakley) ادعا می کنند که در نظریه ارتباطات بیش از ۵۰ تعریف مختلف برای گوش دادن وجود دارد. ادبیات مربیگری نیز مملو از توصیفاتی است از اینکه مربیان هنگام گوش دادن چه می کنند و به چه چیزی توجه دارند. بسیاری از این گزارش ها نشان دهنده پیشرفت در سطوح مختلف شایستگی است که از توصیف رفتارهای روزمره مرتبط با گوش دادن ضعیف شروع شده، به “توجه آرام” (quiet attending) تا گوش دادن فعال می رسد و سپس به سطوح بالای گوش دادن شامل توجه به نشانه های غیرکلامی و استفاده از شهود شنونده می انجامد.
با در نظر گرفتن مربیگری، تعریفی از گوش دادن پیشنهاد شده است: “گوش دادن شامل تمام روش هایی است که شنونده از آنچه گوینده در یک لحظه مشخص تجربه و ابراز می کند، آگاه می شود. بنابراین، در طول زمان، این گونه است که شنونده می فهمد گوینده کیست.”

4 مدل ارزیابی گوش دادن
در حضور یک شنونده خوب، مهارت ها و رفتارهای درگیر، یکپارچه، روان، پاسخگو و به شکلی زیبا نمایش داده می شوند. برای رسیدن به این سطح، مربی می تواند از مدل چهار حالته گوش دادن برای ارزیابی گوش دادن خود، شناسایی مرز یادگیری خود و تعیین اولویت برای بهبود استفاده کند. چهار حالت عبارتند از:
- توجه (Attention): کیفیت تمرکز، متمرکز بر گوینده و آنچه می گوید، درگیر بودن کامل بدون حواس پرتی یا پیش فرض.
- کاوش (Inquiry): مهارت پاسخ دادن و کاوش در روایت گوینده، کنجکاوی به گونه ای که هم درک مربی و هم آگاهی مراجع را عمیق تر کند.
- مشاهده (Observation): توانایی توجه به نشانه های غیرکلامی و استفاده از آن ها برای آشکار کردن سطوح بیشتر معنا در آنچه مراجع بازگو می کند.
- طنین (Resonance): حساسیت و آگاهی که به مربی اجازه می دهد متوجه شود چگونه تحت تأثیر عاطفی و جسمی مراجع و مسئله او قرار می گیرد؛ و آنچه را که متوجه می شود در اختیار مراجع قرار دهد.
در عمل، این چهار حالت به ندرت گسسته هستند و اغلب به صورت “گوش دادن چندوجهی” (multi-modal listening) درگیر می شوند که در آن توجه خوب، بنیان سایر حالت ها است.
چرا گوش دادن در مربیگری اهمیت دارد؟
مربیگری یک گفتگو است که در آن موضوع، جهت کاوش، قضاوت ها در مورد آنچه که مهم است و ایده هایی در مورد عمل و راه حل، همگی از طرف مراجع می آیند. برای اینکه مربی شریک این فعالیت باشد، باید به خوبی به آنچه مراجع می گوید گوش دهد. به این معنا، گوش دادن یک عمل اساسی و بنیانی در مربیگری است.
گوش دادن خوب تأثیرات خاص خود را دارد:
- تأثیر عاطفی: این تأثیر تا حدی بازتاب کمیابی و تازگی دریافت توجه بدون قضاوت برای بسیاری از افراد است. همانطور که دیوید آگزبرگر (David Augsberger) می گوید: “شنیده شدن به قدری به دوست داشته شدن نزدیک است که برای فرد معمولی تقریباً غیرقابل تشخیص هستند”. این امر توسط علوم اعصاب نیز تأیید می شود زیرا “عشق ساختار مغز را تغییر می دهد”.
- تأثیر شناختی: آرام شدن تلاطم عاطفی و ایجاد یک احساس مثبت می تواند مغز شناختی را آزاد کند تا مراجع شروع به واضح تر فکر کردن کند. کنجکاوی، تشویق و سؤالات مرتبط مربی، مراجع را قادر می سازد تا تفکر خود را کاوش، گسترش و پالایش کند.
- تأثیر جسمی و معنوی: احساسات و وضعیت جسمانی به هم مرتبط هستند و تغییر یا آزادسازی احساسات می تواند وضعیت جسمانی را تغییر دهد. جایی که این تغییرات قوی هستند، می توانند بر حس هدفمندی، جستجوی معنا و حس امید مراجع تأثیر بگذارند که به قلمرو معنوی وارد می شود.
- تأثیر بر رابطه: گوش دادن خوب به طور قابل توجهی به توسعه رابطه بین مربی و مراجع کمک می کند. این امر همدلی و شفقت ایجاد می کند، مراجع را به اعتماد به مربی ترغیب می کند و شرایطی را فراهم می آورد که مراجع احساس کند قادر به صحبت کردن است.
چه چیزی مانع گوش دادن می شود؟
برخی از عادات صرفاً گوش دادن ضعیف هستند، مانند گوش دادن برای یافتن شکافی که بتوانید در آن پاسخ دهید. رفتارهای دیگر ممکن است در زندگی شخصی یا حرفه ای مربی مفید بوده باشند، مانند تحلیل و نتیجه گیری سریع، تأیید و تقویت، یا به چالش کشیدن و تصحیح، اما باید در مربیگری کنار گذاشته شوند.
موانعی که بر سر راه شنونده قرار می گیرند به سه دسته تقسیم می شوند:
- حواس پرتی ها و “نویز” داخلی: مانند پریشانی عاطفی، بی تمرکزی، یا ناراحتی فیزیکی ناشی از گرسنگی یا محیط نامناسب.
- قصدهای غیرمفید: اغلب در مورد برآوردن نیازهای مربی به جای مراجع هستند. این رفتارها شامل قضاوت کردن، گوش دادن برای معنای خود به جای گوینده، یا گوش دادن برای پاسخ دادن یا بحث کردن است.
- باورها: باورهایی در مورد گوینده، خود به عنوان شنونده یا موقعیت.
این موانع همگی اشکالی از “تداخل” (interference) هستند و مربیان می توانند با تقویت و حفظ توجه خود، این تداخل را به تدریج به حداقل برسانند.
حالت ۱: توجه (Attention)
یک نیت روشن و توجه مستمر، دو بنیان گوش دادن خوب هستند.
چهار فاز برای توجه وجود دارد:
- تعیین نیت: نیت ساده برای گوش دادن می تواند به جلوگیری از غرق شدن در قصد هایی مانند پرسیدن سوالات “خوب” یا اعمال تکنیک های آموخته شده کمک کند.
- تمرکز و آماده سازی: مربی باید آنچه برای او کارساز است را بیابد. یک روش ساده شامل تمرکز آگاهانه به بیرون (FOE)، رها کردن دغدغه های شخصی و بررسی وضعیت جسمانی، انرژی و تنفس است.
- حفظ توجه: توجه شما ناگزیر ضعیف خواهد شد، اما خبر خوب این است که می توانید به سادگی متوجه شوید و توجه خود را به مراجع بازگردانید.
- توسعه قدرت توجه: هر حالت گوش دادن مانند یک ماهیچه است و باید استفاده شود و تمرین داده شود تا قوی بماند.
حالت ۲: کاوش (Inquiry)
مهارت ها و طرز فکر کاوش در قلب گوش دادن خوب قرار دارند. مزایای کاوش عبارتند از: شفاف سازی، به چالش کشیدن مفروضات، عمیق تر شدن آگاهی و درک.
مشکل کلمات: شیوه ابراز احساسات یا تجربیات توسط مراجع می تواند ناقص، فیلتر شده یا مبهم باشد. همچنین درک مربی بر اساس معناسازی خودش است، که خطر سوءتفاهم را در پی دارد.
در مورد چه چیزی و چگونه کاوش کنیم؟
هنگامی که مراجع در مورد یک موضوع صحبت می کند، اغلب در حال یافتن راهی برای انتقال آن در حین صحبت است. دقت می تواند یک نتیجه مفید از گفتگوی مربیگری باشد و ابزارهای دقت، سوالات شفاف سازی آشنایی هستند که با: چه وقت، چه کسی، کجا، چقدر و چند بار شروع می شوند. همچنین مربی می تواند کلماتی که مراجع استفاده می کند را کاوش کند، مانند:
- کلمات غیرمعمول یا خارج از بافت معمول (با پرسش: “بیشتر در مورد … بگو”).
- کلمات تکراری که سنگین به نظر می رسند (با بازتاب: “متوجه شدم که … را چندین بار گفتی”).
- استعاره ها (با پرسش: “بیشتر در مورد اینکه احساس می کنی … بگو”).
- کلمات تأکید شده (با تکرار کلمه با لحن سوالی).
- کلمات با انرژی یا احساس متفاوت (با بازتاب دادن تفاوتی که متوجه شدید).
گوش دادن برای فرد و روایت زیر کلمات
با گوش دادن دقیق به کلمات، الگوهای رفتاری و فکری، و نحوه دیدگاه مراجع نسبت به خود (هویت خود) را متوجه می شوید. شروع خوب در این قلمرو عمیق تر، توجه به تعمیم های مراجع، مقایسه هایی که انجام می دهند، و امرهایی (imperatives) است که از آن ها پیروی می کنند. به عنوان مثال، در مورد امرها (“باید این کار را بکنم”) می توانید بپرسید: “چه کسی می گوید که باید/حتماً …” و “اگر انجام ندهی چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟”.
حالت ۳: مشاهده و ارتباط غیر کلامی
مردم هم به صورت غیرکلامی و هم از طریق کلماتی که استفاده می کنند، ارتباط برقرار می کنند. نشانه های غیرکلامی “پیام های کلامی را تکمیل، نقض، جایگزین، تکرار یا برجسته می کنند”. مربیان باید با چشمان خود نیز گوش دهند و توجه کنند که مراجع چگونه و چه زمانی خود را به صورت غیرکلامی بیان می کند.
هنر بازتاب دادن (Reflecting back):
- آنچه را که مشاهده می کنید به عنوان یک نشانه در نظر بگیرید.
- به دنبال خوشه هایی از نشانه ها باشید تا درک خود را تقویت کنید (مثلاً آیا تنش در بدن با صورت یا دست ها نیز همراه است؟).
- توجه کنید که آیا نشانه های فیزیکی با آنچه صدا و کلمات می گویند همخوان هستند یا خیر (مثلاً کلمات پرانرژی باشند اما بدن بی حرکت).
- از فرهنگ آگاه باشید و از مفروضات خود که توسط فرهنگ تعیین شده اند، بپرهیزید.
- بر آنچه دیده اید تمرکز کنید، نه بر آنچه فکر می کنید معنا دارد.
- مقایسه افراد با خودشان: حالت فیزیکی “عادی” و دامنه ابراز احساسات آن ها را بشناسید.
- بازتاب دادن را ساده نگه دارید (“من متوجه شدم که …”).
- شجاع باشید – آنچه را متوجه می شوید به سادگی “بیان کنید” و با “اشتباه” بودن آن کنار بیایید.
حالت ۴: طنین (Resonance): استفاده از خود به عنوان شنونده
واکنش های عاطفی و فیزیکی مربی (مانند فوران شادی یا ترس) منابع بالقوه ای برای درک مربی و آگاهی مراجع هستند. اما دو مشکل وجود دارد: چگونه همدل باشیم بدون اینکه غرق در احساسات شویم؛ و چگونه بفهمیم آنچه در ما برانگیخته می شود همدلی برای مراجع است یا “محتوایی” از تجربه شخصی خودمان است.
در عمل، استفاده از خود صرفاً مسئله توجه به نحوه تأثیرپذیری شما و به اشتراک گذاشتن آن است. حتی اگر مطمئن نیستید چه احساسی دارید، به اشتراک بگذارید.
توسعه به عنوان یک شنونده
بخش مهمی از توسعه به عنوان یک شنونده این است که خود را بشناسید – نقاط قوت، عادات، شکاف ها یا نقاط ضعف و موانع خود را. هنگام تمرین، یاد می گیرید که چهار حالت گوش دادن را یکپارچه کنید.
تکنیک های تمرین:
- تمرین توجه: عادت کردن به آرامش، سکوت و تمرکز به بیرون. مدیتیشن آگاهانه (Mindful meditation) یا فعالیت هایی مانند دویدن یا ماهیگیری که به سکون نیاز دارند، کمک می کنند.
- تمرین کاوش: کنار گذاشتن مفروضات و کنجکاوی در مورد موارد آشنا. می توانید با نوشتن سؤالات بازی که می خواهید از یک شخصیت بپرسید، کنجکاوی خود را تقویت کنید.
- تمرین مشاهده: گوش دادن بدون کلمات. یک نمایش تلویزیونی را با صدای کم دنبال کنید یا دیگران را در یک مکان عمومی مشاهده کنید و روابط آن ها را حدس بزنید.
- تمرین طنین: استفاده از “آگاهی درونی” (interoceptive awareness) – عادت به توجه به آنچه احساس می کنید. می توانید این کار را با گوش دادن به موسیقی، از طریق هنر، تئاتر، ورزش یا اپرا انجام دهید – هر چیزی که ابتدا در بدن شما بدون درگیری “خود شناختی” تأثیر بگذارد.
گام های ساده مهم هستند: یک نیت مثبت تعیین کنید، خود را به عنوان شنونده بشناسید، مرز یادگیری خود را پیدا کنید، روی آن کار کنید و از پیشرفت خود لذت ببرید. به یاد داشته باشید: شنیده شدن به قدری ارزشمند و تأثیرگذار است که صرفاً گوش دادن به کسی، دادن توجه کامل به او، یک عمل سخاوتمندانه و با ارزش است؛ و ممکن است همین کافی باشد.
نوشته: استیون برت (Stephen Burt)
نظرات
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!