پرسشهای قدرتمند، قلب فرایند کوچینگ

پرسش های قدرتمند، نه دستورالعمل ها یا توصیه ها، ابزارهایی هستند که آگاهی و مسئولیت پذیری را در فرآیند کوچینگ ایجاد می کنند. توانایی پرسیدن پرسش های قدرتمند که توجه را متمرکز کرده و وضوح را برمی انگیزند، یکی از ویژگی های کلیدی سبک رهبری مبتنی بر کوچینگ است.

هدف اصلی این فصل، تشریح چرایی و چگونگی تأثیرگذاری پرسش ها بر عملکرد، یادگیری و خودباوری کوچی (فردی که کوچینگ می شود) است.

اول: تفاوت میان دستور دادن و پرسیدن

ساده ترین راه برای درک قلب کوچینگ، مقایسه تأثیر دستورات با پرسش های هدفمند است. در محیط های آموزشی یا ورزشی، دستوراتی مانند «چشمت به توپ باشد» اغلب بی اثر هستند، زیرا صرفاً امر به انجام کاری می کنند که فرد به دلایل درونی (مانند اضطراب یا حواس پرتی) نمی تواند انجام دهد. فرمان دادن به کسی برای انجام کاری که لازم است، اثر مطلوب را ایجاد نمی کند.

در مقابل، پرسش های قدرتمند چهار اثر مهم دارند:

  1. اجبار به تمرکز: این نوع پرسش ها کوچی را مجبور می کند تا واقعاً به موضوع توجه کند؛ زیرا بدون تمرکز، پاسخ دادن به سؤال ممکن نیست.
  2. دقت بالا: کوچی برای ارائه پاسخ دقیق، باید به سطحی بالاتر از تمرکز معمول دست یابد و این امر ورودی (Input) با کیفیت بالاتری را فراهم می کند.
  3. توصیفی و غیرقضاوتی: پاسخ های مورد نظر توصیفی هستند، نه قضاوتی، بنابراین خطر انتقاد از خود یا آسیب به عزت نفس کوچی کاهش می یابد.
  4. حلقه بازخورد: برای کوچ، این پرسش ها یک حلقه بازخورد ایجاد می کنند تا از کیفیت تمرکز و در نتیجه آگاهی کوچی اطمینان حاصل شود.
قلب فرآیند کوچینگ با پرسش های قدرتمند
فرآیند کوچینگ با پرسش های قدرتمند

کاربرد در محیط کار

همین اصول در محیط کار نیز صدق می کند. یک مدیر عملیات (Stefan) با استفاده از پرسش های کنجکاوانه، متوجه شد که اعضای تیمش چه چیزی را شنیده اند و توانست شکاف های ارتباطی را برطرف کند. او دریافت که با افزایش سطح آگاهی خود درباره آنچه در حال وقوع است، می تواند پاسخ های متفاوتی بدهد و به عملکرد بالاتری دست یابد.

دوم: کارکرد و هدف پرسش ها

کوچ معمولاً برای کسب اطلاعات شخصی خود سؤال نمی پرسد؛ بلکه اطلاعات موجود در پاسخ ها عموماً برای بهره مندی خود کوچی است.

اهداف اصلی پرسشگری قدرتمند عبارتند از:

  • ایجاد آگاهی و مسئولیت پذیری.
  • ایجاد وضوح و تمرکز.
  • برانگیختن خلاقیت و تدبیر.
  • افزایش خودباوری و خودانگیختگی.
  • ایجاد یک حلقه بازخورد که نشان دهنده کیفیت تفکر، عملکرد و یادگیری است.

سوم: ساختار و ویژگی های پرسش های قدرتمند

برای ساختن پرسش های مؤثر، کوچ باید به ماهیت، کلمات پرسشی و تمرکز خود بر جزئیات دقت کند.

الف. ماهیت پرسش ها: باز در مقابل بسته

  • پرسش های باز (Open Questions): این نوع پرسش ها نیاز به پاسخ های توصیفی دارند و آگاهی را ارتقا می دهند. نمونه هایی از پرسش های باز شامل این موارد هستند: «چه می خواهید به دست آورید؟»، «در حال حاضر چه اتفاقی می افتد؟»، «چه گزینه هایی دارید؟».
  • پرسش های بسته (Closed Questions): پاسخ های «بله» یا «خیر» یا پاسخ های مطلق، مانع از کشف جزئیات بیشتر می شوند.

ب. کلمات پرسشی مناسب

قدرتمندترین پرسش ها برای افزایش آگاهی و مسئولیت پذیری با کلماتی شروع می شوند که به دنبال کمی سازی یا جمع آوری حقایق هستند:

  • کلمات توصیه شده: «چه چیزی» (What)، «چه زمانی» (When)، «چه کسی» (Who)، «چه مقدار» (How much)، و «چند عدد» (How many).
  • کلمات منع شده: استفاده از «چرا» (Why) توصیه نمی شود، زیرا اغلب دلالت بر انتقاد دارد و حالت دفاعی ایجاد می کند. همچنین، تحلیل (تفکر تحلیلی) و آگاهی (مشاهده) دو حالت ذهنی متضاد هستند که انجام همزمان آن ها با حداکثر تأثیر، تقریباً غیرممکن است.
  • اصلاح عبارات: بهتر است سؤالات «چرا» به شکل «دلایل آن چه بود؟» و سؤالات «چگونه» به صورت «مراحل انجام آن چیست؟» بیان شوند تا پاسخ های واقعی و مشخصی را برانگیزند.

ج. تمرکز بر جزئیات و عمق

پرسش ها باید به صورت گسترده شروع شده و سپس به طور فزاینده ای بر جزئیات متمرکز شوند. این درخواست برای جزئیات بیشتر، تمرکز و علاقه کوچی را حفظ می کند. درست مانند استفاده از یک ذره بین، کوچ باید عمیق تر کاوش کند تا عوامل اغلب پنهانی را که ممکن است مهم باشند، به سطح آگاهی کوچی بیاورد.

یکی از قدرتمندترین پرسش ها در کوچینگ صرفاً «چه چیز دیگری؟» (What else?) است. تمرکز پرسش های باز را می توان با افزودن کلمات واحدی مانند «واقعاً»، «دقیقاً» یا «بیشتر» افزایش داد (مانند: دقیقاً چه اتفاقی در حال حاضر رخ می دهد؟).

د. دنبال کردن دستور کار کوچی (Agenda)

پرسش های قدرتمند باید به دنبال علایق و جریان فکری کوچی باشند، نه علایق کوچ. اگر کوچ جهت پرسش ها را رهبری کند، مسئولیت پذیری کوچی تضعیف می شود.

  • اعتماد به کوچی: حتی اگر به نظر برسد کوچی از مسیر اصلی دور شده است، کوچ باید اعتماد کند که کوچی به زودی خودش آن را کشف خواهد کرد، یا با پرسشی مانند «کمک کننده است که به چه چیزی نگاه کنیم؟» او را راهنمایی کند.
  • نقاط کور (Blind Spots): تمرکز بر جنبه هایی که کوچی به نظر می رسد از آن ها اجتناب می کند نیز می تواند ارزشمند باشد. برای حفظ اعتماد کوچی، این کاوش بهتر است با یک عبارت و سپس یک سؤال دنبال شود: «متوجه می شوم که شما اشاره ای به [آن موضوع] نکردید… آیا دلیل خاصی دارد؟».

ه. پرهیز از سؤالات جهت دهنده و انتقادی

کوچ باید از پرسش های جهت دهنده (Leading Questions) پرهیز کند، زیرا این سؤالات نشان می دهند که کوچ به آنچه کوچی می خواهد انجام دهد اعتقاد ندارد و این امر اعتماد را کاهش می دهد. همچنین باید از سؤالاتی که دلالت بر انتقاد دارند (مانند «چرا این کار را انجام دادی؟») اجتناب کرد.

پرسشگری قدرتمند ابزار آگاهی بخش کوچینگ

پرسش های قدرتمند ابزار اصلی کوچ برای ساختن آگاهی و مسئولیت پذیری هستند. پرسشگری هدفمند:

  • تفکر را برمی انگیزد: کوچی را مجبور می کند تا مغز خود را درگیر کند و فراتر از پاسخ های سطحی فکر کند.
  • آگاهی را شفا می بخشد: آگاهی غیرقضاوتی به خودی خود جنبه شفا بخش دارد، زیرا وقتی کوچی از چیزی آگاه شود، تغییر به طور طبیعی و بدون اجبار رخ می دهد.
  • مالکیت را تقویت می کند: وقتی کوچی راه حل های خود را پیدا می کند، نسبت به اجرای آن احساس مالکیت بیشتری دارد و این تعهد او به عمل را افزایش می دهد.

نتیجه گیری

در نهایت، کوچینگ یک فرآیند مکالمه ای است که در آن، مهارت پرسیدن، کلید اصلی برای استفاده از خرد و پتانسیل نهفته در کوچی است. با پرسیدن سؤالات مناسب، رهبران و کوچ ها می توانند شرایطی را ایجاد کنند که در آن افراد بتوانند برای خود فکر کنند، به خودباوری دست یابند و به سطوح بالاتری از عملکرد برسند.